- تهاجم دولتی: پس از سرکوب هزاره ها، قتل و کشتار ، غارت و چپاول اموال وخانه های آنها و مصادره زمینهای شان توسط عبدالرحمن ، حاکمان مستبد افغانستان یکی پس از دیگری تهاجمات کمر شکن اقتصادی را در کنار قتل و عام هزاره ها برای نابودی همیشگی این قوم دنبال کردند که به دو روش بسیار زجر آور و کشنده آن اشاره میشود:
الف ) مالیات های کمر شکن:
انواع مالیاتهای که از سوی حاکمان این کشور بر مردم هزاره وضع شد و از زمان عبدالرحمن تا دوران جمهوری داود ادامه داشت ودرعصر ظاهرشاه به اوج خود رسید آخرین رمقهای این مردم را نابود می کرد که چند نمونه از آنها فقط نام برده می شود و تفصیل آنها نیازمند تدوین کتابها ورساله ها است.
1 ـ خسبری؛ که به عنوان ذکات از زمین مزروع وغیر مزروع هزاره ها گرفته می شد.
2ـ سرپولی؛ که از بابت هر نفر درخانواده هزاره مالیات گرفته می شد.
3ـ شاخ پولی؛ که دربرابر هر راس حیوان از هزاره ها گرفته می شد.
4ـ خوش خریدی؛ که از طرف شخص صدر اعظم بر هزاره ها حواله می گردید.
5ـ گندم گدام؛ که به صورت نامنظم درمقیاس هفتصد خروار وبیشتر، گندم برهزاره ها حواله می گردید.
6ـ سرچربی بی بی وچادر ملکه؛ نوعی دیگر از حواله های غارت گرانه ای بود که بر هزاره ها تحمیل می شد .
ب ) نظام اجباری عسکری:
نظام عسکری در تاریخ قرن اخیر، برای مردم هزاره به اردوگاه مرگ تبدیل شده بود لذا این مردم مجبور به پرداخت رشوه های کمرشن وخانمانسوز و یا خرید وظیفه عسکری به بهای گزاف میشدند که در این فرایند بیسیاریها زمین وخانه خود را از دست داده، راه مهاجرت اجباری را اختیار میکردند.
2 ـ تهاجم ایل کوچی:
کوچی ها بلای زمینیی بودند که هر سال با آب شدن برفهای هزارجات بر مردم هزاره مسلط می شدند. این لشکر سیاه قحطی زا، از سوی حاکمان جور، ماموریت داشتند که هزارها را در دامنه های کوهای هزارجات به نابودی سوق دهند. آنها از راه قتل و غارت ، رهزنی وایجاد وحشت، چریدن کوه ها ، مراتع ومزارع هزارجات توسط گله های شتران وگوسفندانشان مردم هزاره را وادار به ترک زمینهای باقی مانده شان میکردند که شرح وتفصیل این ماجرا وفجایع آن فرصت مفصل میطلبد.
3 ـ تهاجم متولیان مذهب:
هزاره ها که اسلام را با دریافت نامه حضرت علی (ع) پذیرفته طبیعتا ازبین مذاهب مختلف نیزمذهب شیعه را اختیار نموده است و درتاریخ مذهب شیعه هم ابداعاتی وجود دارد که در مذاهب دیگر نیست از جمله این ابداعات خمس است وخمس را نیز گفته اند دوتا سهم است سهم امام که باید به خود امام یا نماینده امام پرداخت شود وسهم سادات که باید به سادات فقیر پرداخت شود.
هزاره ها از وقتی که ستاره قدرت سیاسی شان افول میکند همواره مورد تاراج سیستماتیک اقتصادی از طرف عناصرر حرفه ای مذهب نیز قرار می گیرند . علی رغم انکه توان پرداخت هیچ یک از وجوهات مشروعه ومعروفه را نداشته اند از طرف داعیان ومتولیان مذهب وسیادت، اما مجبور بودند همه آنها را بپردازند ورنه ازدم تیغ کفر وارتداد وبی حرمتی به سید وفقیه و ائمه ، جان سالم بدربرده نمی توانستند. همین شرایط زمینه وفرصتی شد برای آنها یکه به نام سید وفقیه وآیت ا... حرفه مذهب داری را خوب یادگرفته بودند تا امورات مذهبی وبه تبع آن اقتدار سیاسی وفرصتهای اقتصادی این جامعه را بصورت کنترات درانحصار خود درآورند. این متولیان مذهب اضافه بر قوانین ماثورمذهبی بدعتهای نیز در این قوانین بنام مذهب داشتند، از آن جمله رابطه پیرـ مریدی است که ابتدا جنبه اختیاری داشته وبعدها اجباری شده بود. هر هزاره باید از میان افرادی موسوم به سید ها یکی را بعنوان پیر انتخاب میکردند ودستورات ویرا در زندگی شخصی خود اجرا مینمودند ودرعوض سالانه سهمی از اموال خود را جبرا به پیر خود اهدا میکردند طوریکه مناطق هزاره ها بین سیدها تقسیم شده بود وهرسید تعدادی مرید هزاره داشت که هرسال برای جمع آوری سهمیه خود از میان مریدان یک، تا دو چوپان استخدام میکردند که رمه حاصل از جمع آوری گوسفندان مریدان را برایش نگهداری کند این در حالی بود که همان مریدان، خود به نان شب شان محتاج بودند وچه بسا بجای نان علف میخوردند اما سیستم تاراج بنام رابطه پیر ـ مریدی چنان هزاره ها را مسحور وافسون زده کرده بود که هزاره ها ادای آنرا مقدم بر خود وعیال خویش میدانستند. وقتی این متولیان چیره دست مذهب، از خارج به درون جامعه هزاره نفوز میکند دیگر تعصب ، کینه وبرتری طلبی نژادی نیز انگیزه تاراج این جامعه را در آنها تقویت میکند که دیگر هیچ رحم ومروتی نمی ماند و به فجابع انسانی وتاریخی هزاره ختم شده وریشه های حیات این جامعه را از درون میخشکاند. رابطه پیر مریدی یک نوع کاست اجتماعی رانیز در جامعه هزاره بوجود آورده بود . هزاره ها حق نداشتند در حیطه اختیارت مریدان وارد شود ویا از نژاد آنها دختر بیگیرند.
هرسال یکبار کوچی ها تمام ملک ومزارع هزاره ها را می چریدند وشش بار دولت آنها را تحت عنوان انواع مالیاتها غارت می کردند وسپس نوبت تیکه داران مذهب می رسید که آخرین شیره های جان این مردم را بکشند. کارهزاره دربرابر چپاول دولتی، عشایری ومذهبی بجای رسیدند که آنها مجبور بودند پس از آنکه مامورین دولت می رفتند وکوچی نیز کوههای آنها را ترک می کردند مامورین مذهب که به نام اولاده رسول الله ونایب برحق امام برای ابد در درون جامعه آنها جاخوش کرده بودند چون برای مردم هیچ قوتی باقی نمی ماند به ناچار اگر دختری درخانه می داشتند مامورین مذهب بعنوان خمس آنراهم تقاضا می کردند. دراین تاراج های سیستماتیک، مردم هزاره دیگر آنقدر گیج وسردرگم شده بودند که دیگر هرچه اربابهای مذهب می گفتند آنها همچون وحی منزل می پذیرفتند . دیگر سهم امام وسهم سادات را از هم تفکیک کرده نمی توانستند و متولیان آنها را نیز تفکیک نمی کردند وتلاش داشتند که هر دوی این جریان را به نحوی راضی نگه دارند هم نایب امام را وهم اولاده امام را وحتی نمی دانستند که دختر، مالیت ندارد و نمی شود به عنوان خمس به کسی بدهی ولی چون از طریق متولیان مذهب از آنها خواسته می شد مجبوربودند آنها را راضی نگه دارند وگرنه معلوم نبود چه حکمی برای آنها درجامعه بریده می شد. این قصه سررشته دراز دارد که هزاره ها از دولت وحکومت، ازعشایر بیابان گرد وبالاخره ازمتولیان مذهب چه ستمهای غیر انسانی را متحمل شده است؟ تاریخ هزاره باید از نو نوشته شود که بر این مردم چه گذشته است وچه کسانی وچگونه ستمهایی روا داشته اند. اما آنچه توضیح وتبیین آنها جهت آگاهی بخشی، هدف این نوشتار است بازگویی دوباره دم گرفتن شیخ هفت خط مذهبی، آیت ا... محسنی درجامعه هزاره وچگونگی تاراج این جامعه توسط این منصب دار حرفه ای مذهب تشیع است .
برای ظهور شیخ آصف به عنوان آیت ا... وفقیه مجاهد درجامعه هزاره با آن زمینه وسابقه تاریخی واجتماعی این جامعه، هیچ مانعی نبوده است . اما هدف شیخ همچون خیلی از اسلاف گذشته اش نه احیای هویت مذهبی این مردم بلکه تاراج ونابودی وازدم تیغ جلادان عبور دادن دوباره جامعه بوده است برای توضیح بیشتر به نمونه های زنده تاریخی درحیات ایشان توجه میکنیم.
1 ـ شیخ درآغاز انقلاب و در دوران جهاد به عنوان عالم شیعه به هزاره ها فتوا ودستورمی دهد که واجب است آنها در داخل افغانستان بمانند ومقاومت کنند واما به شیعیان قندهار دستور می دهد که جان و مال وناموس شان در خطر است وباید برای زنده ماندن وحفظ جان ومال وناموس مهاجرت کنند. وقتی حزب حرکت را تاسیس می کند نیز از هزاره های داخل افغانستان وجوهات خمس، زکات فطره وسایر کمک های نقدی وغیر نقدی بنام جبهات توسط حلقه های دربارخود جمع نموده بدون اینکه خرج مجاهدین وجبهه ی کند آنرا دربانکهای خارج ذخیره می کند وبرمجاهدین هزاره بامقدس مابی، قناعت وصرفه جویی را واجب میداند. از مهاجرین وتجارهای هزاره نیز درهرسفر با هزاران حیله ونیرنگ میلیاردها پول نقد را جمع نموده به حساب شخصی خود واریز می نماید. گفته می شود؛ روزی دربین مهاجرین دریکی از شهرهای ایران بعد از ادای نمازعید عمامه اش را درملا عام از سر بر می دارد وتقاضای کمک میکند مردم عوام که سیل آسا پشت سرش به صف ایستاده بودند، تحت تاثیر قرار گرفته هرچه داروندارش بوده به شیخ کمک کرده اند که درعرض نیم ساعت میلیاردها پول جمع می شود.
وشبیه همین کار را روزی درجمع تجارهای هزاره مقیم کویت که به افتخار آیت ا ... ضیافتی مفصلی ترتیب داده بودند درسرسفره ، شیخ بجای آنکه شروع به تناول نماید، حاضرین می بینند که شیخ گریه می کند وقتی جریان را جویا می شوند شیخ می گوید من چگونه این غذای لذیذ را بخورم درحالیکه مجاهدین درسنگرها گرسنه اند وحتی کفش ولباس ندارند، تجاران هزاره که تحت تاثیر این صحنه واقع می شوند بلا فاصله مبالغ هنگفتی را برای مجاهدین اختصاص می دهند وتقدیم شیخ می کنند. آنگاه وی باگشاده رویی، لب به غذا می زند. دوران جهاد باهمین جمع آوری وپس انداز کردن ها گذشت درحالیکه مجاهدین بوی این کمک ها را هم حس نکردند. وبعد ها نگارنده ازگوش خود و از زبان شیخ شینیدم که با افتخار یاد میکرد ؛ من پولهای را که در دوران جهاد به حساب حرکت می آمد به مجاهدین نمی دادم و ذخیره می کردم واکنون در کابل مدرسه علمیه میسازم وسند مدرسه را هم به اسم خودم کرده ام.
2 ـ هزاره ها طی ده سال جنگ به این درک رسیدند که باید متحد باشند لذا تمام رهبران هزاره ، گروههای متفرق را منحل وحزب وحدت را تشکیل دادند وتنها گروهی که از این حرکت ملی بدور ماند حرکت اسلامی به رهبری شیخ آصف محسنی بود و علی رغم تلاشهای رهبران هزاره به وحدت نیامد که راز آنرا هم آیت ا ... محسنی بعدها فاش می کند؛ وقتی پاکستان وگروه های افغانی مقیم آن کشور از تشکیل حزب وحدت به رهبری مزاری خبر می شوند به تشویش می افتند که چگونه با این حزب رابطه برقر ار کنند. اما شیخ آصف به آنها می گوید که این وحدت هزاره ها وحزب هزاره ها است وآنها درآینده از شما حقوق می خواهند. من آیت ... هستم ودربین مردم هزاره نفوذ دارم به من کمک کنید من جلو این وحدت را می گیرم. با این نیت شوم محسنی ، هم غربی ها وهم همسایه های افغانستان که از وحدت وحاکمیت ملی درافغانستان هراس داشتند پولهای بسیاری به وی کمک کردند طوری که بعد از تشکیل دولت کرزی هم جمهوری اسلامی ایران که قبلا درظاهر اختلاف ایدیولوژیک با شیخ آصف داشتند وی را یگانه مدافع منافع خود یافته برای تقویت او دریک قلم 13 میلیون دلار بنام مدرسه اش اختصاص می دهد . وی را وادار می کند که حرکت را منحل واز طریق مذهب، پروسه نفاق افکنی را درافغانستان دنبال کند. بدین طریق، هم هدف ایران وپاکستان تامین می شود وهم شیخ به مال و منال ومنصبش بهتر می رسد . شیخ که میبیند دیگر حنای سیاسی ونظامی حزب اش درجامعه هزاره شیعه رنگ ندارد ودولت هم بخاطر حرکت اسلامی روی شیخ آصف حساب نمی کند، حرکت اسلامی را چون درخت بی برگ وبارپاییزی تحویل سید جاوید دستیارهمیشگی اش داده خود قبای عالم دینی را از نو بر تنش کرده درپیشگاه مردم مذهبی هزاره از حزب بازی توبه می نماید. تابتواند در چهره جدید، تاراج جدیدی را درجامعه هزاره سامان دهد. لذا با یک نیرنگ پیچیده، علمای هزاره را گرد آورده باحیله گری تمام شورایی بنام شورای علما ی شیعیان افغانستان را تشکیل می دهد وخود رهبری آنرا به عهده می گیرد.
شورای علما ماهیت واهداف:
حرکت اسلامی توت رسیده ای شده بود که مزاری بایک تکان آگاهی بخش تمام حیثیت آنرا فروریخت. فقط شیخ آصف ماند وشاخه های خشک وبی ریشه حرکت اسلامی آن که هیچ برگ وباری نداشت . لذا شیخ از آن استعفا داد و شورای علمای شیعیان افغانستان را با اهداف ذیل تشکیل داد.
1 - تضعیف مرجعیت مذهبی هزاره ها: هزاره ها پس از سیصد سال مبارزه برای اولین بار از استعمار مذهبی نجات یافته ودارای مرجعیت مستقل درجامعه خود شده است این پدیده درتاریخ هزاره یکی از بزرگترین دستاوردهای مبارزات آنها است وبرای تحقق این امر هزاره ها هزینه های کمر شکن تاریخی نیز پرداخته اند وباگوشهای شان شنیده اند که فتوای ارتداد وقتل مردم و رهبر سیاسی شان را متولیان مذهب ازخارج این جامعه صادر کرده ودرنهایت تیربارانش کرده اند . مرجعیت مذهبی هزاره ها درحمایت سیاسی مزاری قدعلم کرده است زیرا تنها مزاری بود که خوب درک کرد ومی دانست وفریاد می زد که دیگران از مجتهد هزاره تقلید نمی کند . آنها حکومت لینین را قبول دارند واز هزاره را نه، زیرا به لحاظ نژادی هزاره را اولاد چنگیز می دانند ودر افغانستان هم شعارها مذهبی اند وعملکرد ها نژادی. لذا بود که مزاری طرح ظهور مرجع تقلید مذهب را از درون جامعه هزاره عملی ساخت . هزاره ها باید امروز از خود وعلمای شان بپرسند که درصورت بودن مرجع تقلید همچون محقق کابلی وآیت ... فیاض چه نیازی به شورای علمای شیعیان افغانستان وحلقه های منطقوی ومحلی آن است؟ واضح است که این شورا به قصد تضعیف این نهاد مستقل مردمی طراحی شده است ورنه چگونه می شود که شیخ آصف محسنی یگانه دشمن دیروز خمینیسم، امروز یگانه مدافع منافع مذهبی ایران شناخته شده واکمالات سروسام آوری می شود. واو هم حلقات محلی را اجیر می کند تا از این شورا درمناطق هزاره تبلیغ کرده وجوهات وکمک های مردم را ساماندهی و به آدرس ریاست این شورا گسیل نمایند. ماباید درک کنیم وفراموش نکنیم که چرا مراسم تجلیل از مزاری در بیسیاری از شهرهای ایران ممنوع وحتی سال اول شهادتش درقم نیز بامشکلاتی مواجه میشود؟ ولی بعد از سقوط کابل توسط طالبان برای شیخ آصف مخالف ولایت فقیه، کرسی درس خارج فقه ورجال تخصیص داده میشود . آیا این اتفاق مگر غیر از مقابله با کرسی درس فقه آیت الله محقق کابلی در قم میتواند باشد؟ هزاره ها باید ازین اتفاقات با تامل بگذرند.
2 - تاراج داراییهای هزاره ها: همانطوریکه اشاره شد هزاره ها در گذشته اکثرا قوت لایموت شان را نداشته اند اما همواره درصدی از اموال شان توسط علمای مذهبی وسید نماها به بنام خمس وبخشی هم بنام زکات فطره وغیره با توجیهات شرعی تاراج شده است بدون انکه دردی از دنیا ویا آخرت این مردم را دوا کند اما با وجود مرجع مستقل مذهبی برای هزاره ها که از متن این جامعه برخواسته است این وجوهات صرف امور خیره ونیازهای عمومی این مردم می شود که درنتیجه تقویت ورفاه عمومی جامعه خود این مردم را به دنبال دارد. بنیانگذاران شورای علما از آنجایکه مخالف احیای سیاسی واقتصادی هزاره ها نیزهستند بنگاهی راه اندخته اند تااین وجوهات را به نفع شخصی خود واربابان خویش غارت وتاراج نمایند تا هم نیازمندان هزاره را از آن محروم کند وهم کیسه این مردم را بتواند کما کان خالی نمایند.
3 - ایجاد نفاق مذهبی: شهید مزاری بارها هشدار می داد که هرکس بیاید مسئله شیعه وسنی را درافغانستان مطرح سازد او خاین ملی است . زیرا تعارضات گروهی درافغانستان نه مبنای قومی دارد ونه مبنای مذهبی بلکه عده خاصی می خواهند به نفع شخص وگروه خود به آن دامن بزنند واهداف بیگا نه گان را برآورده سازند. شیخ آصف محسنی وقتی می بیند درسایه حمایت بین المللی، کشور بسوی وحدت وحاکمیت ملی سوق داده می شود ومشارکت همه اقوام بصورت نسبی محقق شده وهزاره نیز دارای مرجعیت ملی سیاسی شده درحاکمیت شریک می شوند، اقدام به تاسیس شورای علمای شیعیان افغانستان می کند تاهم بتواند باعلم کردن آن، مذاهب غیر شیعه را درداخل وخارج افغانستان حساس نموده وآنها را وادار به عمل به مثل نمایند و درنتیجه نفاقی را راه اندازد که درعراق، پاکستان ، لبنان و ... شعله ور است ودرافغانستان اما بهای آنرا هزاره ها بپردازند . وهم بتواند سیادت مذهبی هزاره ها را دوباره به چنگ آورند واز این طریق آنرا با سیاست مخلوط نموده حاکمیت سیاسی جامعه شان را بربایند . هزاره ها باید بیدار باشند در روزنامه ها وسایت ها بنویسند ودر منابر وتریبونها اعلام کنند تا مردم ازماهیت پلید واهداف شوم این شورا آگاهی یافته فریب حیله های سفیران اجیر شده آنرا که هم اکنون درتمام ولایات افغانستان بخصوص هزارجات وهمچنین کشورهای خارج فعال هستند نخورند.
خواندن این مطالب پیشنهاد میشود:
آيت الله آصف محسني شخصيت مذهبي يا دلال سياسي
شیخ آصف محسنی در دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آیت الله شیخ آصف محسنی متهم به فساد اخلاقی شد

نوشته شده توسط khan, نوامبر 19, 2011
نوشته شده توسط wali, نوامبر 15, 2011
نوشته شده توسط dr hakim, ژوئیه 09, 2010










اینها که گفتید یک دورغ معض است. شما که این ادعا را میکنید از روی کدام سند و شواهد. لطفآ توضیح دهید.